X
تبلیغات
داستان شیطونی های7 دختر دبیرستانی
شیطنت های7تایی ها
 ........................!برداشته آزاد
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

میدونی چندوقته آپ نکردیم؟؟؟؟!!!!!!

بایدم بدونی چون تاریخ میخوره

حالا بیخی ســــــــــــــلام!!!

خوبیم...خوبید......؟؟!!

به خواسته الی جون ۱ دانهآپ میکنم

میخوام یکم آمار بدم

ما ۱ سال بزرگ شدیما.....به توضیحات توجه نکنین

به سلامتیو خوشی و میمنتو از اینا داریم ۳وم میگذرونیم....

واقعــــــــــــــــــــــا ببخشیدا که نمیایم به نظرها نظر بدیم......الان بخششه شما حائز اهمیته

هــــــــــــــا

تولـــــــــــــــد آرزو نزدیکه......تولدت مبارک عزیزم(بزرک شدیم جلف بازی نمی کنیم...در حد ماچ

و بوس و لب)پیره وبلاگ!!

آها ولنتاینم که نزدیکه....آخی نازی.....فقط زیاد ولخرجی نکنینا...درضمن ما که راضی به زحمت نیستیم

به هر حال هپی ولن....!!!!!

یه خبر دیگه(اینو الی گفته بگم)...مارو میبرن اصفهـــــــــــــــان....بیچاره ذوق مرگ شده خواسته

خوشحالیشو تقسیم کنه...نازی چه بچه ی خوبی

خوب همین دیگه موفق باشین......

وای چه ملوسی شما!!!!!!!!!

خوب خدافظــــــــــــــــــ

 

|+| نوشته شده توسط ما بچه ها در دوشنبه 1387/11/07  |
 اینم دومین تولد البته 5 روز مونده!!!!
منو باش مثلا تعطیل کردم

اما نمیشه که بالاخره دوستامن

تولد تولد تولدت مبارک          آها آها   

حالا بلرزون      حالا بچرخون      حالا دست دست دست

بدو شمعارو فوت کن

بدو منو سریع ماچ کن

بدو این هدو گل کن

بدو                         بدو                      بدو                        بدو

الناز جونم    عزیزه دلم       تولدت مبارک    

ایشالا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ساله شی...خدا نکنه

اصلا نمیشه

چون من میدونم از دوری من میمیری

جیگره منی تــــــــــــــــــو

الی عشقه قشنگم فقط ماله منی تـــــــــــــــــو

الناز مایه داره اجمعینه کثیریو دعوت کرده

پــــــــــــــــس کوشن پســـــــــــــــــرا؟؟؟؟

هه هه گیتاریستم که دخمله باااااااااااااااااااااااااااااااااااا

                                          

اینـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ۱۷ تا گل واسه هفدهمین سالگرده زندگانیت..اهم

                               

کیـــــــــــــــــــــــــــــــک صورتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

 

آخ جــــــــــــــــــــــــــــون

هوار مـــــــــــــــی کشیم!!!!

           

دوووووووووووووووووس جونم تولدت بی نهایت مبارک

آخ آخ یه خبر از شنبه ۴ روز در هفته مدام النازو میبینم

                                

همین قدر بسه پررووو میشی

ایشالا همیشه به هرچی میخوای برسی

سی یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بای بای

این اکیپ جا موندن!!!!!!!!!!!!هپی الناز

ای بابا تمومی ندارن اینــــــــــــــــــــــــا

ولـــــــــــــــــــــــــی دیگه فینیشید

بای بای

 

 

|+| نوشته شده توسط نینی! در پنجشنبه 1387/04/20  |
 یه روزی یه جایی یه طوری ... صبر داشته باش صبر داشته باش
ای بابا نرگس ...

بازم از اون تریپ معرفتا گذاشتی بابا من دارم می گم دارم می رم ... خوب دست خودم نیست که ...

باشه اگه دوست داری یه وبلاگ دیگه بزن بشه ۶تایی ها .... اصلا به من چه ؟!

مثلا اومدم بی سر و صدا برم تو که تموم عالم و آدم رو خبردار کردی

به لطف شما مدرسه ای که می خواستم برم بخش نامه هنوز براش نیومده فعلا تغییر مدرسه ام به تعویق افتاده

حداقل دلم خوش بود وقتی رفتم بعضی وقتا میام اینجا می بینم زنده اید یا نه ... تو که اونم تعطیل کردی  از دست این لجبازی هایه تو ...

راستی غزل تولدت مبارک

یه موضوع دیگه :

امروز رفته بودم مدرسه رفتم تو کلاس به یاد گذشته ... رفتم سر میزاتون ... ته دلم هنوزم فکر می کنم که ... از اولشم ....

خوب دیگه به هر حال همه چیز از کنترل من خارج شده ... دیگه مهم نیست ... هر چه بادا باد ...

هر تصمیمی می خواید بگیرید ...

منم دیگه پست نمی زنم ...

فقط می خواستم باهاتون خداحافظی کنم و بگم خاطرات رو نمیشه به سادگی فراموش کرد ۷تایی ها یه گروهی بود که برای اولین بار تجربه اش کردم اما خوب دنیا نخواست دوستیمون ادامه پیدا کنه ... از اولشم ما یه فرق هایی با هم داشتیم که همش سعی می کردیم با هم کنار بیایم و اینا

الناز تولدت پیشاپیش مبارک

نرگس تولد تو هم مبارک

بای تا یه روزی

شاید

بای تا های

|+| نوشته شده توسط ما بچه ها در دوشنبه 1387/04/17  |
 تولد تولد.............!!
ســـــــــــــــــلام

چون غزل ناراحتید می آپم

تــــــــــــــــــــــــــولد تـــــــــــــــــــــــــــــولد تولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدت مبارکـــــــــــــــــــــــــــــ

بیا شمعارو فوت کن تا عمره نوح کنی تو

غزلی تولدت مبارک

دوســـــــــــــــــــــــــــت دارم هوارتا

ایشالا تولد بچت خودم میام برات میرقصم

SmileyCentral.comتولدت مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک جیگر از طرفه نینی خانوم!!!!SmileyCentral.com

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوریا تولد(غزلی من ساسوکرم اوردم مهمونی...

نگاش کن داره با عینک میرقصه)

من...مهسا...الناز...آرزو...مریم...راحله...!!!!!!!!

پـــــــــــــــس بقیه کوشن خصیص!!!!!!

             happy birthday

۱۷ سالگیت مبارک

                     happy birthday

اووووووووووووووووووووووووووف بابا کیک!!!

بزن و بکوب هم که نباشه جشن معنی پیدا نمی کنه،مگه نه؟!!!!

 

خاندانه ساســــوکه!!!

 

 

اینم گروه سرود تولد:

 

 

ببینین کادوهاتون یادتون نره ها!!!!

 

SmileyCentral.comSmileyCentral.com

 

        (۷تاییها)

 

همین دیگه ایشالا زنده باشی دوس جونم!!!!

|+| نوشته شده توسط ما بچه ها در جمعه 1387/04/14
 گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بای پارتــــــــــــــــــــــــــــــی!!
سلام و بعدش خدافظ  

نمیدونم برای چه مدت اما فعلا دیگه نمی آپم

مرسی که تا الان با ما بودینو بهمون سر زدید و نظر دادین

دلم تنگ میشه مخصوصا واسه یه سریا که حالا بماند

امیدوارم هرجا هستین موفق باشین و در ضمن اکیپتون عینه ما نشه

آرزو اگه خواستیم ۶ تایی شیم حتما یه وبلاگه دیگه میزنم

۷تاییهارو تعطیل کردم که بفهمی اونقداهم نامرد نیستم

یه چیزه دیگه من حتی به الناز یا همون آبجی مهسام هم زنگ نزدم و همشونو تو نت دیدم

اما این به این معنی نیست که فراموششون کردم                خود دانی!!!

راستی نظرتم خوندمبهت زنگیدم کسی گوشیو برنداشت اما آرزو خیلی احمقی که رفتی

بچه ها  تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا نمیدونم کی؟؟!!!!!

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدافظ

آخرین پست با رنگه مورده علاقم

راستی یه معذرت خواهی از غزلو الناز که نمیشه اینجا واسشون جشن تولد گرفت چون تعطیلید

خودمم که بیخیال باز اینا تو تیرن من اوووووووووووووووووووووووووووووف شهریورم!!!!

خوب همین بای

|+| نوشته شده توسط ما بچه ها در چهارشنبه 1387/04/12  |
 قانون مدرسه
دیدید اسپانیا برد ؟از ۴تیمی که گفتم میرن فینال ۲تاشون رفتن

نرگس از اینکه عصبانیت کردم عذر می خوام

قانون مدرسه همیشه همین بوده  وقتی دوستان قدیمی با دوستان جدید جور نمی شوند آن ها را کنار می گذارند .

اینو دارن شان عزیزم گفته

|+| نوشته شده توسط ما بچه ها در چهارشنبه 1387/04/12  |
 اااااااااااا آرزوی بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!!!!
ســـــــــــــــــلام

آرزو خانوم تهنایی تغییر نام میدی دیگه...!!!!!!

یعنی از ما خسته شدی؟؟؟!!!

باشه باشه ایول بابا

ما هنوز ۷تاییهاییم ..................

راستی چطورین ؟؟؟؟!!!!

یه کوچولو آپ میکنیم

 

مثل همیشه بزنیم تو خط عاشقی!!!

راستی یه چیزی قرار بود امروز با مهسا برم آزادی ولی خواب موندمگریه گریه!!!!

 

                                        

به اطراف خود مینگرم

همه جا،همه چیز سفید است

دل من،دل تو سفید است

از چشمان تو میگویم

تا همه آگاه شوند

از آتشی که تو به جانم انداختی

در پس سایه های سرد

و شبهای تاریک

مینگرم تا ببینم 

کسی را که با فانوس به جستجوی من آمده است

نگاهت پاسخی است به تمام سوالات من

سوالاتی که هرگز مرا رخصت پرسیدن نبود

 ~~~~~~~~~~~

دلم دلواپس آوارگیهاست

خودم ناراحت از تنها شدنها

تو اما فارغ از هر ترس ودردی

دلیلش رابگویم :

چون تو مَردی!!!    

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

من می دانم ؛

می دانم روزی از کوچه دلتنگی هايم گذر خواهی کرد .

من آن روز٬ کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد تا ؛

بوی خوش آمدن يار همه را با خبر کند ؛

و به انتظار ديرينه ی من پايان دهد .

من تو را ٬

عشقت را ٬  

حتی دوست نداشتن هايت را ٬    

در سينه ام ٬

در خيالم و در روحم حبس خواهم کرد .

                         

~~~~~~~~~~~~~~~~

خوب همین آخه میخوام با الناز بچتم!!!!بقوله خودش----->نینی تو نمیتونی ۲ کارو با هم انجام

بدی؟؟!!!

آرزو باره آخرت باشه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بچه ی بد!!

تا بعد بووووووووووووس بوووووووووووووووووووس همگی

راستی ببخشید اگه دیر به دیر جوابه نظراتونو میدیم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

پ.ن: آرزوام :نرگس خوب چیکار کنم نشد قبل از ستم خبر بدم هیچکی نت نبود

|+| نوشته شده توسط نینی! در سه شنبه 1387/04/11  |
 تغییر نام

این وبلاگ تغییر نام داد به ۷تایی های منهایه یک

|+| نوشته شده توسط ما بچه ها در دوشنبه 1387/04/10  |
 زندگی همینه

یه روزی یه نفر رو دوست داری

و یه روز دیگه تنهایی

به همین سادگی

زندگی همینه

 

دختر باد

دختر مرده

|+| نوشته شده توسط ما بچه ها در دوشنبه 1387/04/10  |
 زن!!!!!!!!!!!
سلام ما باز اومدیم!!!

اما بدون خاطره چون مدرسه ها تمومید

تو این مدت یه سریا توپیدن به ما خیالی نیست ولی یه چیزی وبلاگه ما جنبه

خصوصی داره پس تو مجبور نیستی بخونی و در ضمن حرفاتون باعث کات شدن

 ۷ تاییها نمیشه میدونی که!!!!!

حالا بیخیال بعده چند وقت آپ کنیم خوبه!!!!

 

 

 

زن

 وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد.

یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می

کنید؟

خداوند فرمود:“آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او بکار ببرم

اطلاع دارید؟

او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست قسمت

متحرک با قابلیت جایگزینی. او آنها را باید برای تولید انواع غذاها بکار ببرد، او باید قادر

باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر

چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید. او باید تمام اینکارها را

با دو دست خود انجام بدهد

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت. 
 
“فقط با دو دستش... این غیر ممکن است!“

آیا این یک مدل استاندارد است؟

”اینهمه کار برای یک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن

خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل

خواهم کرد.

وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار

کند.
 

فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد

”اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی.“

 خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام.نمی توانی تصور کنی

که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.

[فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟ ]

[خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند


فرشته گونه های زن را لمس کرد.

خدایا، بنظر می رسد این موجود چکه می کند! شما مسئولیت بسیار زیادی بر دوش

او گذاشته ای.“

او چکه نمی کند.... این اشک است“ خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد.

فرشته پرسید ”این اشک به چه کار می آید؟

و خداون فرمود:

اشکها وسیله او برای بیان غم هاو تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل

رنجها و غرور اش است.“

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت ”خدایا تو نابغه ای. تو فکر همه

چیز را کرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.“

آری او واقعاًشگفت انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده می کند. او

مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد
 
او شادی، عشق و اندیشه را با هم دارد.دارد. او می خندد هنگامی که احساسی

شبیه جیغ کشیدن

او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، وقتی که خوشحال است

گریه می کند و وقتی که ترسیده است می خندد.

او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد

وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه ”نه“ استفاده نمی کند. او

خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشک

می برد.

عشق او مطلق و بدون قید و شرط است. 
 
وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند. و از اینکه دوستانش روزگار خوشی

دارند خوشحال می شود.

او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.

وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.

ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد. 
 
او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد

او فقط یک اشکال دارد

فراموش می کند که او چه ارزشی دارد

 

زرد مده دیگه...

خوب همین بســــــــــــــــــــــــــه تا بعد

|+| نوشته شده توسط نینی! در جمعه 1387/03/31  |
 
 
بالا